وبلاگ شخصی

 

 سید محمد محمدی تاکامی

 

با تشکر از بازدید شما ،

 از شما دعوت می کنم از 

   وب سایت عمران شمال  

که از سال 82 شروع به کار کرده  دیدن بفرمائید.

متشكرم

 

info@omraneshomal.com

smohammad.mohammadi@yahoo.com

یادداشت های قبلی

Friday, December 22, 2006

 

سایت جدید

  

ضمن تشکر از بازدیدها و نظرات شما ، باید به اطلاع برسونم که سایت عمران شمال در قالب و فرمت جدیدی با قابلیتهای بسیار زیاد در وب قرار گرفته که در داخل اوون وبلاگ هم دیده شده .
از شما دعوت می کنم از سایت جدید عمران شمال به آدرس
www.omraneshomal.com
دیدن کنید اگر این صفحه همچنان سایت قبلی رو نشون داد ، از اینجا وارد بشید
http://www.civilnews.ir
با تشکر منتظر بازدید و نظرات شما در محیط جدید هستم
  

Wednesday, December 13, 2006

 

این دموکراسی دولبه

  

به نظر من ممکنه شرایطی پیش بیاد که دموکراسی اوون چیزی که همه ازش تعریف می کنن نشه
در انتخابات همینطوری که این روزها می بینم شهر و محله پر شده از تبلیغات رنگارنگ و شعارهائی که به قول معروف کف آدم رو می بره ! بعضی از شعارها کاملا تابلو هستند که دروغند ( حتی بعضی از عکسها هم همینطور!) بعضی از شعار ها واقع بینانه نیستند و اوونائی که شعارهای شدنی می دن کمتر به دنبال ارائه برنامه مدونی برای تحقق این شعارها هستند .
حضور نخبگان در هر چهار وجه انتخابات ( مردم – کاندیدا – نظارت – اجرا) می تونه این شعارها ، و تبلیغات رو به واقعیت نزدیک کنه . متاسفانه در بیشتر جوامع مدنی ( از یک صنف کوچک گرفته تا جامعه های بزرگ ) کم نیستند افرادی که با برقراری ارتباطات احساسی بر اساس دوستی ، نسبتهای فامیلی ، تعلقات سیاسی ، تعلقات محله ای و ... بدون اینکه اهداف خودشون رو به صورت شفاف بیان کنند ، به عنوان پیروز در انتخابات اکثریت آراء رو بدست می آرن و بعد از اوون هم یا نمی دونن چیکار کنن و یا به دنبال اهداف از پیش تعیین شده خودشون هستند بدون اینکه به کسی جوابگو باشند و یا بر اساس تعلقاتی جذب افراد دیگری که انتخاب شدند می شن و بدون اینکه بخوان مسیر رو برای اهذاف خوب یا بد دیگران فراهم می کنند . نتایج دموکراسی های از این دست بسیار خطرناک و نوعی آفته !
اما دموکراسی بسیار هم خوب می شه اگه نخبگان در هر بخشی از انتخابات که می تونن وارد بشن ، رقابت ها رو حرفه ای کنند و در دامنه جغرافیائی انتخابات ، افرادی که با موضوع انتخاب سنخیت بیشتری دارند و دارای برنامه و هدف هستند و پشت سرشون پشتوانه های فکری نخبگان هست نامزد بشند تا بعد از انتخاب هم حس پاسخگوئی و عمل به شعارها در اوونها وجود داشته باشه .
به هر حال ، قشری که به خودش اندیشمند لقب داده ، هر جوری که فکر کنه و هر جوری که نسبت به انتخابات موضع بگیره ، انتخابات برگزار می شه و خروجی اوون کسانی می شن که در مورد همه قشرهای جامعه تصمیم می گیرند و عمل می کنند . پس اگه به آینده فکر می کنیم باید موضع مثبت و عاقلانه ای نسبت به این رخداد داشته باشیم . از ماهها قبل از انتخابات تا روز انتخاب . هر چند روز انتخابات وارد صحنه شدن یه کمی دیره ، اما بهتر از هیچ چیه !
  

Tuesday, December 12, 2006

 

زلزله

  

بعد از زلزله دیروز(21آذر85) به بزرگای 3.6وعمق 17 کیلومتر در شمال بندر انزلی این بار نوبت ساری بود تا امروز ساعت 6:30 عصر زلزله ای به بزرگای 3.1 و عمق 18 کیلومتر 13کیلومتری شمال ساری رو بلرزونه
!خدا بعدی رو بخیر کنه ! گلستانی ها مراقب باشن
! مخصوصا اینکه یک روز قبل از زلزله بندر انزلی هم یه لرزش 2.8 ریشتری اردبیل رو لرزوند
.به نظر می رسه جناب زمین لرزه داره از غرب به شرق زمین نوردی می کنه
  

Saturday, December 09, 2006

 

بهره گیری از مهندس

  

حرفه مهندسی بالاتر از این است که بخواهم در این یادداشت به آن اشاره کنم اینکه بعضی از مهندسین ارزش کار و حرفه خود را نمی دانند بحث دیگری است اما آنچه امروز ، ایران برای پیشرفت به آن نیاز دارد حفظ کرامت و استفاده از نیروی مهندسی (در همه رشته ها) است که در گذشته هم موجب مباهات ایرانیان بوده است . حرفه مهندسی سرشار است از دقت عمل ها و ابتکارها ، چیزهائی که همواره مهندسین را از زمان دانشجوئی تا زمان کار به عنوان روشنفکر در جامعه جلوه داده است .
اما همواره در طول تاریخ بودند کسانی که بجای آنکه آستینی بالا بزنند و همتی کنند ، در گوشه ای نشسته و کوشش تلاشگران را به استهزاء گرفته اند .
این حرکات انسانهای کوتاه فکر معمولا نادیده گرفته می شود و از کنار آن گذر می شود اما هنگاهی که شرکت بزرگ و معظمی مانند شرکت ملی گاز ایران برای فرهنگ سازی مفاهیمی با ارزش مانند استفاده بهینه از انرژی و مسائل دیگر که دغدغه بسیاری از مهندسین است ، از گفتمان تمسخر مهندسین استفاده می کنند ، تحیر همگان را بر می انگیزد .
امیدواریم پخش این برنامه ها سریعا از سوی شرکت گاز متوقف شود و صدا و سیما نیز در پخش آگهی های خود به حیثیت اجتماعی و سوابق فرهنگی اقشار جامعه توجه بیشتری نماید .
  

Wednesday, December 06, 2006

 

گروه تخصصی عمران

  

قبل از هر چیز پیروزی قدرتمندانه حسین رضا زاده رو که واقعا قلب همه مردم ایران رو شاد کرد رو تبریک می گم ! خیلی دلم می خواد بدونم موقعیکه وزنه رو بلند می کنه ، از اینکه در اوون لحظه همزمان با اوون 70 میلیون نفر زور می زنند و یا علی می گن ، چه احساسی داره !

امروز انتخابات گروه تخصصی عمران نظام مهندسی مازندران بود . که با حضور 450 نفر از مهندسین شکل گرفت . از 7 نفر اعضای گروه ، 3 نفر رو هیات مدیره نظام قبلا منصوب کرده بود و 4 نفر رو باید مجمع انتخاب می کرد . برای این 4 صندلی خالی بیشتر از 20 نفر اسم نوشتن و پس از رای گیری و شمارش آراء آقایان مهندسین موتمنی ، قربانی ، توسلی و عقیلی نژاد انتخاب شدند . ضمن آروزی موفقیت برای این مهندسین ، امیدوارم مشاورین خوبی در ارائه مشکلات و راه حلها به هیات مدیره سازمان باشند .
  

Tuesday, December 05, 2006

 

رییس جمهور در مازندران

  

امروز دکتر محمود احمدی نژاد - رییس جمهور - وارد مازندران شد . امیدوارم در این سفر ، افقی برای مازندران در سالهای نزدیک ترسیم بشه که شایسته مردم زحمتکش ، آرام و با صفای مازندران باشه . حضور شخص رییس جمهور و کابینه نوعی آمادگی از طرف دولت برای این کار تلقی می شه و می مونه این که مسئولین ما محرومیت ها و نیازها رو چطور تعریف کنندو چه خواسته هائی رو برای رفع محرومیت و توسعه تلقی کنند با اینکه بسیاری از استانها گامهای جدی رو برای پیشرفت برداشتند هنوز در مازندران محرومیت وجود داره و به نظر من باید در کنار رفع محرومیت به فکر جهش و توسعه هم بود . به هر حال فرصتیه که معلوم نیست هر چند سال یه بار اتفاق می افته و باید ازش استفاده بشه
  

Monday, December 04, 2006

 

مازندران در انتظار رییس جمهور

  

یکسال و یک ماه از 18 آبان 84 و شروع سفرهای استانی رییس جمهور میگذره و بالاخره نوبت به استان مازندران رسید و امروز سه شنبه 14 آذر ساری میزبان رییس جمهوری ایران و کابینه دولت خواهد بود. چیزی که شاید اتفاق دیرهنگام اوون باعث بشه ، مسئولین قدر لحظه هاش رو بدونن . و بیشتر سراغ مشکلاتی از استان بروند که نیاز به تصمیم گیری در سطح کلان داره و درگیر کردن نیروی فکری کابینه با مشکلاتی که نیاز به مدیریت استانی داره ، حاصل این سفر رو کم می کنه .
مشکلاتی که به ذهن من می رسه رو می تونم به شرح زیر عنوان کنم :
یک - مازندران به طور خاص دارای هیچ صنعتی نیست ! بجز شهرکهای صنعتی در چند شهر و روستا که در اوونها چند کارگاه و کارخونه نسبتا کوچیک قرار دارند شاید کارخانه های تبدیل چوب تنها کارخونه هائی باشند که جنگلها و سرسبزی این استان رو به صورت کاغذ یا صنایع چوبی به استانهای دیگر هدیه می کنند .
دو - علیرغم وجود مسافران و سفرهای فراوان که جمعیت مازندران رو تا حد چشمگیر و غیر قابل انکاری افزایش می ده ، تقریبا بجز آمل ، شهرهای دیگه یا کمربندی ندارن و یا اینکه کمربندی اوونها به صورت یکی از خیابانهای میانی شهر در اوومده که از کیلومترها وارد شدن به محدوده تابلوی اوون رو می بینی و بعد از تموم شدن کمربندی هم باید کیلومترها بری تا شهر تموم بشه .
سه - زباله های شهری و مشکل دفن زباله ، مشکل اکثر مناطق مازندران به ویژه شهرهای بزرگ اوون هست .
چهار - مازندران از طریق جاده فیروزکوه ، هراز و کندوان به پایتخت وصل می شه که همیشه یا بسته اند و یا یکطرفه ! یا کوه ریزش کرده ، یا برف اوومده ! جاده هائی با دو باند که محل تردد همزمان ماشینهای سبک و سنگین و عبوری های محلی اند. حدود دو هفته گذشته بسیاری از مردم ( از جمله برادر من) نزدیک به 16 ساعت در جاده هراز پشت برف موندند و مجبور به بازگشت شدند. تصادفات جاده ای به علت عرض کم و کیفیت جاده ها ، جانهای زیادی رو از مازندرانی ها می گیره . کمتر مسافرانی هستند که موقع رفتن به تهران از زیر قران رد نشند و ملتمسانه به خدا سپرده نشند !!!!!!
پنج - تراکم روستاهای مازندران ( استانهای شمالی ) رو با هیچ جای ایران نمی شه مقایسه کرد و لازمه که اعتبار مقاوم سازی بیشتری به این استان اختصاص پیدا کنه .
شش - به دلیل نداشتن کارخانه های بزرگ ( مانند اصفهان ) سرانه های دانش آموزی ( خصوصا در بخش فنی و حرفه ای ) حتی به کمتر از یک پنجم استانهای دیگه هم می رسه و به نظر می رسه برای رفع محرومیت در این بخش در تعریف سرانه دانش آموزی کشور باید تجدید نظر کرد .
هفت - نوار ساحلی دریای خزر عمدتا به صورت پلاژهائی در اوومده که در اختیار وزارت خونه هاستند و به استان ارتباطی ندارند شاید زمان آن رسیده که وزارتخونه ها سفارتهاشون ! رو در مازندران تخلیه کنند .
هشت - می شه گفت هیچ شهر بازی بزرگی در این استان نیست .
نه - دانشگاه های مازندران نیاز به رسیدگی بیشتری از نظر تامین منابع مالی و علمی هستند .
ده - مازندران از دریا ،ساحل ، جنگل ، مرتع ، گونه های جانوری متنوع و هوای پاک سود می بره که هر سال میلونها نفر رو به طرف خودش می کشه اما هر چی هست یا طبیعی و خدادی هست و اولا هیچ برنامه ای برای ساماندهی گردشگری و حفظ و توسعه منابع موجود وجود نداره .
کشاورزی ، باغداری و دامداری شغل مردم بسیاری از این خطه هست که شاید با اتخاذ یک سیاست کوچک بتوان دل بیشتر از نیمی ( و شاید همه) مردم استان رو شاد کرد .
موارد بسیار زیادی وجود داره که امیدوارم مسئولینی که مشکلات حوزه کاری خودشون آشنائی بیشتری دارند به صورت اولویت بندی شده به رییس جمهور برسونند تا بالاترین مقام اجرائی کشور بدونه که پشت این چشمهای مشتاق و لبهای خندانی که به دیدارش آمده اند سینه هائی پر از درد و رنج هست و دلی که آرزوی آبادانی داره .
  

Sunday, December 03, 2006

 

پنجره های آسمان

  

دلم، ایمانم و همه باورم را به مشبک های ضریحت که پنجره های آسمانند گره می زنم، ای امام رضا

میلاد امام رضا(ع) بر همه کسانی که با شنیدن نامش و با دیدن بارگاهش آرام می گیرند مبارک باد
  

Monday, November 13, 2006

 

هیات مدیره جدید نظام مهندسی مازندران و چالش های پیش رو

  

بزرگترین پی آمد انتخابات 22 مرداد ماه 85 سازمان نظام ، دگرگونی ترکیب اعضای هیات مدیره بود . در ترکیب جدید، چهره های تازه ای در عرصه نظام مهندسی پا گذاشتند که بسیاری از آنها منتقدان شیوه های مدیران قبلی بودند و ائتلاف کانونهای مهندسین شهرهای کوچک و عمدتا دور از مرکز استان ، اقبال عمومی را نصیب این اعضا کرد تا فرصتی سه ساله برای پرداختن به انتقادهای خود و بهبود روشهای فعلی سازمان توسط این عده حاصل آید .
اما دموکراسی حکم می کند که همه مهندسین استان ، هیا ت مدیره جدید را به عنوان نمایندگان خود بشناسند و از آن سو نیز هیات مدیره جدید نیز خود را نماینده همه مهندسین استان بداند . رشد تصاعدی جامعه مهندسین استان ، و قوانین و مقررات جدید ، سازمانی با بزرگی شش هزار مهندس را در آستانه اجرائی شدن ماده 33 و 5 تحول عمده اداری و اجرائی در مناسبات سازمان – مردم ( الزامی شدن استفاده از دفاتر حقوقی طراحی و اجرا به جای مهندس ) ، سازمان – مهندس ( در انتخاب مهندسان ناظر) ، سازمان – نیروی کار ( به کار گیری کار گران ماهر) و سازمان – سرمایه ( ورود انبوه سازان به مقررات سازمان) قرار داده است که گذار موثر از این مرحله صرفا از طریق تعامل هیات مدیره با تمامی مهندسین ممکن خواهد بود و پرداختن هیات مدیره به مسائل حاشیه ای و کوچک کردن محیط دور خود باعث دور شدن از راه حلهای فراگیر مشکلات مهندسین خواهد شد .
البته طرح این موضوع دلیل بر وقوع حادثه یا روند شکل گیری جریان خاصی نیست . که موجب نگرانی در جامعه مهندسین شود ، بلکه یادداشت کوچکی بود برای اعضای محترم هیات مدیره تا در گذر زمان مشکلاتی دامنگیر آنها نشود که خود قبل از انتخاب ، به آنها معترض بودند .
  

Friday, October 13, 2006

 

علی

  

یا علی مدد
  

Saturday, October 07, 2006

 

کار ما

  

كار ما شايد اين است
كه ميان گل نيلوفر و قرن
پي آواز حقيقت بدويم

سهراب
  

Wednesday, October 04, 2006

 

گریه در آب

  

مرگ / از پنجره بسته به من مي‌نگرد / زندگي‌ از دم در / قصد رفتن دارد / روحم از سقف گذر خواهد كرد / در شبي تيره و سرد / تخت حس خواهد كرد / كه سبك‌تر شده است / در تنم خرچنگي است / كه مرا مي‌كاود / خوب مي‌دانم من / كه تهي خواهم شد/ و فروخواهم ريخت / توده‌ي زشت كريهي شده‌ام / بچه‌هايم / از من مي‌ترسند / آشنايانم نيز / به ملاقات پرستار جوان مي‌آيند.
از کتاب گریه در آب عمران صلاحی

مدتی بود که بخاطر مشغله کاری نتونستم به وبلاگ سری بزنم . همین که وب سایت رو به روز نگه داشتم خیلی هنر کردم . البته یه تغییراتی هم دارم تو قالب وب سایت می دم که به زودی صداش در میاد . وبلاگ کانون رو هم مثه همین وبلاگ نتونستم به روز کنم . البته یادداشت های روزانه ام رو در کانون دارم که به موقع با تاریخ های خودشون میذارم تو وبلاگ . به نوشته قبلی م که نگاه می کنم مال خرداده یعنی حدود 3 ماه بود که به این وبلاگ دستی نکشیدم . خاک همه جاشو ورداشته . فکر کنم یه کارواش ( یا وبواش !) براش لازمه .
به هر حال تو این سه ماهی اتفاق های زیادی افتاد . از نتایج انتخابات نظام مهندسی گرفته تا سفر انوشه انصاری این دختر چهل و ششی ایرانی به فضا و فرا رسیدن ماه مبارک رمضان که اگه فرصتی بشه پستی از این وبلاگ رو به خودشون اختصاص میدن .

اما این چیزی که این پست با تاخیر رو تحت تاثیر خودش قرار داد درگذشت عمران صلاحی این طنز پرداز بزرگ ایرانه من که با کتاب طنز آوران امروز ایران با اوون آشنا شدم به سعی کردم نوشته های طنزش رو نخونده رها نکنم تا امروز که گویا هرگز قلمی بر کاغذ نخواهد برد و آنچه که از اوون می تونم درک کنم نوشته های قبلی اوونه که بران نخونده مونده .



صلاحي دهم اسفندماه 1325 در محله اميريه تهران به دنيا آمد. وي در قم، تهران و تبريز به تحصيل پرداخت و در سال 1340 اولين شعرش را در مجله اطلاعات كودكان به چاپ رساند. در سال 1345 با پرويز شاپور آشنا شد و همكاري‌اش را با روزنامه توفيق آغاز كرد. دو سال بعد مجله خوشه به سردبيري احمد شاملو شعري از او منتشر كرد. اولين كتاب عمران صلاحي با نام «طنزآوران امروز ايران» با همكاري بيژن اسدي‌پور» در سال 1349 منتشر شد. پس از انتشار اين كتاب بود كه او به خدمت نظام وظيفه درآمد و دوران سربازي‌اش را در تهران،تبريز،كرمانشاه و مراغه گذراند. دوسال بعد به راديو تهران آمد و همكار نادر نادرپور در گروه ادب و هنر شد. وي پس از انقلاب نيز به همكاري با نشرياتي مثل بخارا، دنياي سخن و گل‌آقا ادامه داد. در سال 1367 انتشار صفحه طنز «حالا حكايت ماست» را در ماهنامه دنياي سخن آغاز كرد و با نام مستعار «ع. شكرچيان» تا پايان انتشار،‌ اين نشريه را همراهي كرد.
از او دو فرزند به نام ياشار و بهاره به يادگار مانده است.
عمران صلاحي در طي عمر ادبي‌اش مجموعه شعرها و طنزها و پژوهش‌هاي بسياري منتشر كرد كه از آن جمله مي‌توان به «گريه در آب»، «قطاري در مه»، «ايستگاه بين راه»، «هفدهم»، «پنجره دن داش گلير»(به تركي)، «رؤياهاي مرد نيلوفري»، «شايد باور نكنيد»(در سوئد)، «يك لب و هزار خنده» و «حالا حكايت ماست»، «آي نسيم سحري»،«ناگاه يك نگاه»،«ملانصرالدين»، «از گلستان من ببر ورقي» و «باران پنهان»، «هزار و يك آينه» و «آينا كيمي»(به تركي) اشاره كرد.وي به‌تازگي در گردهمايي شاعران جهان شركت كرده و درباره شعر امروز ايران به سخنراني پرداخته بود. اين گردهمايي توسط انجمن شاعران چين به مدت ده روز در ماه سپتامبر( شهريور) و در دو شهر پكن و كاشغر برگزار ‌شد
با آرزوی رحمت الهی برای عمران صلاحی
  

Friday, August 04, 2006

 

با تمام اشکهایم

  

شرم تان باد ای خداوندان قدرت
! بس کنید
بس کنید از این همه ظلم و قساوت!
بس کنید !
ای نگهبانان آزادی!
نگهداران صلح ،
ای جهان را لطفتان تا قعر دوزخ رهنمون،
سرب داغ است این که می بارید بر دلهای مردم
! سرب داغ
موج خون است این که می رانید بر آن کشتی
خودکامگی را
موج خون
گر نه کورید و نه کر
،گر مسلسل هایتان یک لحظه ساکت می شوند
:بشنوید و بنگرید
،بشنوید این وایِ مادرهای جان آزرده است
!کاندرین شبهای وحشت سوگواری می کنند
، بشنوید این بانگ فرزندهای مادر مرده است
.کز ستمهای شما هر گوشه زاری می کنند
، بنگرید این کشتزاران را که مزدورانتان
.روز و شب با خونِ مردم، آبیاری می کنند
، بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر
! بیدادتان را، بردباری می کنند
!دست ها از دستِ تان، ای سنگ، چشمان ! بر خداست
گر چه می دانم
، آنچه بیداری ندارد
!خواب مرگ بیگناهان است و وجدان شماست
!با تمام اشکهایم
، باز- نومیدانه - خواهش می کنم
!بس کنید
! بس کنید
فکر مادرهای دلواپس کنید
!رحم بر این غنچه های نازکِ نورس کنید
!بس کنید
از فریدون مشیری .
روزنامه ها نوشتند در لبنان بر اثر بمباران مدرسه ای چند صد کودک کشته شده اند.این شعر توسط فریدون مشیری به این مناسبت در مرداد 1355 سروده شده است
  

Tuesday, June 13, 2006

 

من و انتخابات

  

از بهمن ماه سال گذشته كه از سازمان مسكن و شهرسازي با من تماس گرفتند و قرار شد كه من جزو گروه 7 نفري هيات اجرائي سازمان نظان مهندسي مازندران بشم دونستم كه روزهاي پركاري رو خصوصا در زمان برگزاري انتخابات به اتفاق ديگر اعضاي هيات اجرائي ( آقايان مهندسين : كيا ، روشناس ، رهگشاي ، واثقي ، ارجمند و آسودگان ) دارم .
خلاصه ايام گذشت و علاقمندان ثبت نام كردند و صلاحيتشون بررسي شد و همه شون تائيد شدند . بعد از اعلام اسامي تبليغات از روز اول خرداد شروع شد و روز انتخابات هم با سه روز تاخير به روز دوشنبه 22 خرداد افتاد .
يازده حوزه انتخاباتي با توجه به وسعت حوزه ها انتخاب شدند و متعاقبش مسئولين و اعضاي دفاتر هم مشخص شدند كه دو روز مونده به انتخابات طي جلسه اي معرفي و رسما حوزه هاشون رو تحويل گرفتند .
من كه از يكي دو هفته قبل از انتخابات شروع به نوشتن نرم افزار ثبت راي دهندگان شده بودم تا دو روز قبل از انتخابات كه پانزده نفر از مهندسين كارمند سازمان رو كه براي اين كار انتخاب كرده بوديم رو آموزش بدم . نصب برنامه ها و آموزش اوونها دو روز طول كشيد و بچه ها به حوزه هاي انتخاباتي رفتند .
شيوه كار ما به اين صورت بود كه اسم افرادي كه راي ميدادن ، نحوه شناسائي و حوزه اخذ راي شون در نرم افزار ثبت مي شد و مكانيزمي طراحي شده بود كه اين ثبت ها با تاخير 10 دقيقه اي در نرم افزار همه حوزه ها قرار بگيره . يعني اينكه اگه شما در حوزه بهشهر راي ميدادي بلافاصله اسم شما در رامسر كه 300 كيلومتر اونورتره ثبت مي شد تا كسي از اسم شما در انتخابات سوء استفاده نكنه .
از طرفي دوربين هاي مدار بسته اي در حوزه ها قرار داده شده بود كه جريان انتخابات رو به صورت فيلم به حوزه مركزي منتقل مي كرد تا با ويدئوپرژكتور بر روي پرده اي نمايش داده بشه كه بازديد كنندگان ( از جمله مهندس قهرماني معاون عمراني استانداري و مهندس قربانعلي زاده رييس سازمان مسكن و شهرسازي و ديگر بازديد كنندگان ) بتونن جريان انتخابات رو شاهد باشند .
بسيار روز پر كار و پر افت و خيزي رو داتشتيم براي آماده كردن شرايط كار تا ساعت 2 شب قبل سازمان بودم و صبح زود هم در حوزه مركزي هماهنگي بين حوزه ها رو انجام داديم تا انتخابات در ساعت مقرر شروع بشه . قطع برق در يكي از حوزه ها ، خرابي كامپيوتر يكي از حوزه ها و قطع غير منتظره همه خطهاي تلفن در حوزه ديگري ، دقايقي حوزه ها رو با تراكم راي دهنگان مواجه كرده بود كه خلاصه با تلاش فراوان همه دوستان مشكلي پيش نيومد و انتخابات به خوبي به پايان رسيد . براي سرعت بيشتر در حوزه هاي ساري و بابل از تعداد بيشتري كامپيوتر به صورت شبكه استفاده كرده بوديم و همه اينها به جائي ختم شد كه در پايان روز مقايسه تعداد تعرفه ها با تعداد برگه هاي الكترال ثبت شده در كامپيوتر در تمامي حوزه ها خبر از سلامت كامل انتخاباتي با شركت بيش از 3000 مهندس بده كه با تائيد دستگاه نظارت و حراست انتخابات هم رسيد .
اما پايان انتخابات شروع سخت شمارش ها بود كه تا ساعت 1 بعد از ظهر روز بعد آخرين حوزه ( ساري) هم شمارش شد و نتايج آراء اعلام شد . البته هنوز كارمون تموم نشده ، بعد از مهلت 5 روزه شكايت ، بايد موارد احتمالي رسيده رو بررسي كنيم .
به هر حال جا داره كه از تمامي كساني كه اين انتخابات رو شكل دادند اعم از مهندسيني كه براي راي دادن به پاي صندوقها رفتند ، كانديداها ، دستگاه نظارت ، دستگاه اجرائي و خصوصا همكاران من كه در تمامي حوزه ها ، با ثبت دقيق و با حوصله برگه هاي الكترال ، ضمانت انتخابات رو تضمين كردند تشكر و قدرداني بشه .
  

Wednesday, June 07, 2006

 

انديشه

  

:بنويس
پرانتز باز ، انديشه
! پرانتز را نبند
. بگذار انديشه ات آزاد باشد
  

Tuesday, May 30, 2006

 

رضا

  

.:.
رضاي مان را در كنار فاطمه قرار داديم
تا
رضاي فاطمه را كنار خود قرار دهيم .
.:.
  

Monday, May 22, 2006

 

خواستن

  

آنگاه كه تقدير نيست و از تدبير نيز كاري ساخته نيست خواستن اگر با تمام وجود با بسيج همه اندامها و نيروهاي روح و با قدرتي كه در صميميت است تجلي كند اگر هم هستيمان را يك خواستن كنيم يك خواستن مطلق شويم و اگر با هجوم و حمله هاي صادقانه و سرشار از اميد و يقين و ايمان بخواهيم پاسخ خويش را خواهيم گرفت
دكتر علي شريعتي
  

Monday, May 01, 2006

 

نون

  

نمی دانستم چقدر کارهایت با ارزش است
اما یادم می آید
زمانی که نه نوشتن می دانستم
و نه خواندن
قلم را در دستهای کوچکم نهادی
و کمکم کردی با هم نیمداره ای بکشیم با نقطه ای در وسطش
و یاد دادی که قلمها را در سطر ها بکارم
تا به میوه های راستی و درستی برسم
....
بزرگتر که شدم
و غرق در خود ،
دیدم
که خدا شکلی را که کشیدیم به یادم آورد
"ن – والقلم و ما یسطرون"
و دیدم
سوگند خدا به آموزه هایت را
آموزه هائی که در آن بزرگ شدم
و در آن بزرگی
تو را
و کودکی ام را که به تو الصاق شده بود
فراموش کرده بودم
وقت آن بود که با شرمی پر از حسرت
با خود زمزمه کنم :
"دوستت دارم
معلم خوب من"
  

 

اول ماه مه

  

امروز اول ماه مه است . روز جهانی کارگر و روز جهانی آزادی مطبوعات .
اول ماه مه در سراسر جهان به استثناي ايالات متحده و كانادا ، روزجهاني كارگران است و دهها سال است كه به اين مناسبت در اين روز مراسم ويژه برگزار مي شود. ايالات متحده و كانادا نخستين دوشنبه هر سپتامبر ( شهريور ماه ) را به عنوان روزكارگر برگزار مي كنند . مناسبت اول مه به عنوان روز كارگر به اين لحاظ بوده است كه در چهارم ماه مه سال 1886 در چهارمين روز اعتصاب و تجمع كارگران در شهر شيكاگو ، پليس به روي آنان آتش گشود كه شماري كشته و عده اي مجروح شدند. كارگران اعتصابي خواستار تعديل شرايط كار و كاهش ساعات روزانه كار از ده ساعت به 8 ساعت بودند که نهایتا به خواسته خود رسیدند و همه کارگران جهان این روز را روز راهپیمائی عمومی برای خواسته هایشان می دانند . امیدواریم کارگران زحمتکش و کم توقع این سرزمین بلندآوازه ، همیشه آنگونه که شایسته است مورد تکریم و احترام لازم قرار گیرند ، آنگونه که پیامبر بزرگ ما بر دستان پینه بسته این عزیران بوسه احترام نثار کرد
همچنین اول ماه مه « روز آزادي مطبوعات » است كه در 1819 در فرانسه اعلام شد و به تدريج جهاني شده است و در اين روز از سوي اتحاديه ها ، سنديكاها و انجمن هاي روزنامه نگاران جشن و جلسات سخنراني برگزار مي شود. دير زماني است كه مطبوعات به عنوان قوه چهارم دمكراسي پذيرفته شده اند؛ زيرا كه نه تنها مردم را در جريان آخرين تحولات و رويدادها و اظهار نظرها مي گذارند، بلكه ضعف هاي سه قوه ديگر و يا برخي از كارگزاران سه قوه را منعكس مي كنند تا جامعه و يا برخي از اعضاي آن با اعتراض و نيز از طريق صندوق آراء ايشان را تغيير به احسن دهند. در این مورد نیز امیدواریم مطبوعات که در حال حاضر اینترنت هم به نوعی به آنان پیوسته است موارد ضعف و قوت قوای دیگر را بدون بزرگنمائی و یا تخریب و با هدف آبادی و توسعه آزادی ایران عزیز با خاطری آسوده به مردم اطلاع دهند .
  

Wednesday, April 26, 2006

 

روز معمار

  

همانطور که میدانید در حال حاضر معمارها سه بار در سال روزشان را جشن می گیرند !!! ابتدا در آغاز سال و سوم تا نهم اردیبهشت به عنوان هفته معماری که به تلاش انجمن مفاخر معماری ایران از سال 81 و تعیین روز سوم اردیبهشت به عنوان روز معمار جشن گرفته می شود در میانه سال نیز روز یازدهم مهر ماه مصادف با سوم اکتبر معماران ایران به همراه یک میلیون معمار دیگر در 120 کشور عضو اتحادیه بین المللی "يو- آ - ئی" نیز معماران روز خود را جشن می گیرند همچنین روز پنجم اسفند به عنوان یک مهندس در کنار سایر مهندسین تکریم می شوند تا خود را برای اریبهشت سال بعد آماده کنند .
اما اینها چیزی نیست جز دلخوشی هائی برای التیام زخمهای فرهنگ مسخ شده معماری در ایران ! و فریاد کردن هویتی که در معماری وجود ندارد !!! هویتی که تلفیقی است از بازنمائی عناصر معماری گذشته ، مدرن و پست مدرن و در گیر با تغيير شيوه هاي زندگي، ارتباطات انساني، مناسبات شغلي، نحوه آموزش و پرورش، نحوه اسكان و خلاصه بسياري از عملكردهاي اجتماعي که نوآوری های مستمر را در معماری امروز ایران اجتناب ناپذیر می نماید .
دردهای بسیار معماری در ایران خاص مهندسین رشته معماری نیست . بلکه همه ما مهندسین عمران ، برق و مکانیک و گاها شهر ساز و ترافیک و نقشه برداران که در کنار مهندسین معمار در عمارت یک ساختمان مشارکت می کنیم ، خود را معمار می دانیم و نسبت به اجزای ظاهری و باطنی ساختمان مسئول ! و آنچه که در حال حاضر باید اتفاق افتد و در شهرهای ما جاری شود آن است که مهندسین فارغ از هر گونه عداوت و یا حتی بدبینی نسبت به هم و در کنار هم برای بالا بردن کیفیت در ساخت و ساز و در در تعریف معنای آرامش و امنیت در ساختمان تلاش كنند و چه بسالازم باشد تا طرحی بارها میان مهندسین رد و بدل شود تا اجماعی از مهندسین بر روی طرح حاصل آید .
اما در ظاهر بد فرم و نا آراسته شهرها ، آنچه که هرگز به چشم نمی خورد اختلاف مهندسین بر سر ارائه طرحهاست .
بد فرمی ها حاصل بداخلاقی های قانونی است . تغییر مداوم قوانین و بخشنامه ها با تغییر مدیران شهری که گاه به صورت بنیادین شکل می گرفت ، گاهی فروش قانون به صورت تراکم و ... کار را به جائی رسانده که گفته می شود در شهرهای ما برای خلاف کردن راههای قانونی به مراتب راحت تری از خلاف نکردن وجود دارد . و پول - این زبان بالاتر از زور- به راحتی می تواند المانهای شهری را به مانند موم در دستان صاحبان خود شکل دهد .!
بدفرمی ها حاصل ژست های فیلسوف مآبانه امثال من ی است که در میان واژه های سنت و مدرنیسم فضاها را در کنج ها گم می کنند و حاصل کپی پیست کردن و استرچ کردن در نرم افزارها خروجی را به مالک می دهد که هر چه بیشتر در آن گم شود ، کمتر حساسیت نشان میدهد !
بدفرمی ها حاصل نظارت کم دوستانی ست که گاهی آدرس پروژه های شان را در میان کوچه های شهر گم می کنند و شاید تعداد کارهای تحت نظارت خود را دقیق نمی دانند . و گله گذار سازمان های توزیع سهمیه اند که خدمات مهندسی را سهمیه بندی کرده اند !!!!
بدفرمی ها ، بدفرمی ها ، بدفرمی ها ... چیزی که در میان آنها زندگی می کنیم و شاید به آنها عادت کرده ایم . همین مانده که این بدفرمی ها به میان ما مهندسین بیاید و روابط مان را بد فرم کند .
اینها دل نگرانی هائی بود از پاشیدن بذر فرافکنی بین مهندسین معمار و سایر رشته ها که توسط دو تن از اساتید دانشگاه تهران ، مدعوین سازمان نظام مهندسی در روز معمار عنوان شد تا جائی که گفته شد : " کسی نمی گوید خدا مهندس تاسیسات هستی ست !!! بلکه همه می گویند خدا معمار هستی ست !!!! و معماران باید در جمع مهندسین به عنوان مدیر و بالاتر از بقیه قرار گیرند " جملاتی که بارها در میان یکساعت سخنرانی این دو استاد عنوان شد تا دامنه اختلافات سرزمین های دور را به میان مهندسان مازنی بکشانند .
متاسفانه بايد گفت سازمان نظام مهندسی در وظیفه اصلی خود که در قانون نظام مهندسی به صراحت و به تاکید عنوان شده " تنسیق امور مهندسی و برقراری ارتباط بین صاحبان حرفه های مهندسی " در این مورد و در انتخاب سخنرانان خیلی خوب عمل نکرده است .